
يک هفته پيش در چنين روزی انار شاهد رويدادی تلخ بود، اهانت فرماندار انار به همشهریمان که در لباس روحانيت است، اتفاق ناشايستی بود که همه را تکان داد. از اين روز اگر به نام "دوشنبه سياه انار" نام ببريم، به گزافه سخن نگفتهايم.
همشهری ما همان کسی است که منبرهايش بيشترين مخاطب را دارد، مخاطبانی از نسل جوان. هم اوست که دلش برای انار میتپد و برای توسعه شهرستان هر کاری از دستش برآيد، دريغ نمیکند. هم او بود که صدای ما اناریها شد به عملکرد فرماندار، نه يک بار، نه دو بار، بلکه چندين بار.
شيخ علی گنجیپور بارها از فرماندار انار به دليل عملکرد ضعيفاش انتقاد کرد. همه ما میدانيم که انار به جايگاه واقعی خود دست نيافته. شهرستانی که بيمارستان ندارد، سينما ندارد، شهر بازی مجهز برای کودکانش ندارد، کارخانه و واحدهای توليدی بزرگ ندارد، اشتغالزايی ندارد، فاصله غنی و فقيرش روز به روز در حال افزايش است، ميراث فرهنگی و آثار تاريخیاش در حال نابودی است و... حق ما چنين شهری نيست. به قول سرهنگ محمد میرزایی، رزمنده دیروز و تلاشگر امروز، شهر ما به شهر «یتیمان آل محمد (ص)» تبدیل شده است.
شيخ علی بارها و بارها از مديريت اجرايی شهرستان انتقاد کرد اما متاسفانه کمتر کسی آنها را شنيد.
روز دوشنبه (سوم مهر ۱۳۹۱) هم شيخ علی رفته بود تا انتقاد ديگری درباره عملکرد مجيد اعتمادی، فرماندار انار مطرح کند که با الفاظ ناپسند و توهينآميز فرماندار روبرو شد. فرماندار به جای پاسخ دادن به همشهریمان، او را مورد اهانت قرار داد، فرمانداری که در شهر خود ما به همشهریمان توهين کند، چه انتظاری میتوان از او برای آباد کردن شهرستان انار داشت؟
«دوشنبه سياه» در تاريخ انار برای هميشه در اذهان مردم باقی خواهد ماند...
حافظ شيرازی میگويد:
از ديده، خون دل همه بر روی ما رود // بر روی ما ز ديده، چه گويم چهها رود
ما در درون سينه هوايی نهفتهايم // بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود
+ مطالب مرتبط:
اهانت فرماندار انار به شيخ علی گنجیپور
روحانيون، مراسم سخنرانی فرماندار انار را ترک کردند
نامه يک معلم به فرماندار: ادب مرد به ز دولت اوست




